توزیع محتوا پادشاه است

چرا به توزیع محتوا بیشتر از تولید و ترویج آن نیازمندیم؟

چرا همیشه می‌نویسم توزیع محتوا پادشاه است؟

قبلا بارها تأکید کرده‌ام که «توزیع محتوا پادشاه است» و در کسب و کارهایی که بازدید مخاطب یا مشتری، صرفا بسته به خدمات دریافتی‌اش منوط شده‌است (شاخص بین ۰ تا ۱) توزیع محتوا کارآمدترین شیوه برای جذب، نگهداشت و پرورش لیدها، ارزش‌آفرینی و ثروت‌آفرینی است.

 

در دنیای شلوغ و پر از ترافیک وب که در آن محتوا همیشه همانند سیل جاری است.

محتوا نمی‌تواند بدون هدف و به صورت تصادفی «مخاطب» خودش را پیدا کند.

لازم است فرآیندی دقیق برای رساندن محتوا به مخاطب مورد نظرش پیموده و پیاده‌سازی شود.

از سوی دیگر سیاست «توزیع محتوا» از منظر بهینه‌سازی منابع و استراتژی هم فرآیندی مفید تلقی می‌شود. با صرف بهینه‌ترین هزینه‌ها  می‌توان با تلاش مناسبی به مخاطبی که باید، رسید؛ به خصوص در بحث «نقطه تماس با مخاطب» ضرورت می‌یابد.

مخاطب امروز نمی‌تواند زمان زیادی برای ما بگذارد. مخاطب امروز در جایی دور از دسترس ما ایستاده‌است.

هر چند فاصله و سرعت رسیدن ما به مخاطب بسیار زیاد است، اما هم‌چنان ایجاد تماس و تأثیرگذاری بر مخاطب مسئله‌ای جدی و تا حدی سخت است.

توزیع محتوا در جایگاه درستش

 همیشه نباید وایرال بود

اگر چه هدف بیشتر کسب و کارها را گاهی باید وایرال کردن محتوا در این نوع خاص از بازاریابی دید، اما باید توجه داشت، ساختن و راه انداختن محتواهای وایرال همیشه هدف  نیست.

توزیع در مفهوم «رساندن محتوا به مخاطب مورد نظر در زمان و مکان خودش» است.

(برای خواندن در مورد قوانین وایرال شدن پست‌ها این مقاله از «علیجاه شهربانویی» را مطالعه فرمایید.)

در واقع  اگرچه ممکن است با تکنیک‌های توزیع و ترویج وایرال همراه شود، اما همواره هدفش این نیست.

هدف اصلی توزیع محتوا «همانند خود استراتژی» و فراتر از آن «فلسفه» انتقال ارزش کسب‌وکار به صورت پیوسته است.

لازم است بار دیگر تعریف استراتژی محتوا را با هم مرور کنیم:

منظور از استراتژی محتوا تعریف یک برنامۀ جامع، هم‌خوان با اهداف سازمانی، برای حفظ جریان دائمی ارزش‌آفرینی و تأثیرگذاری بر مخاطب از طریق محتوا که نمایانگر هویت، برند و شخصیت سازمان باشد، است که باید در تمامی مراحل از «برنامه‌ریزی تا اجرا» توسط «مدیر ارشد محتوا» هدایت، سازماندهی و مدیریت شود.

غیر از آن، توزیع محتوا در شبکه‌های اجتماعی که عمدتا به وایرال شدن آن منجر می‌گردد، در یک ساختار خاص است.

تکنیک‌های خاصی در هر شبکه اجتماعی استفاده می‌شود که گاهی اصلا قابل مقایسه و ارجاع به سایر شبکه‌ها نیست.

ممکن است محتوای وایرال لینکدین در توئیتر اصلا جواب نگیرد یا محتوای فیس بوک در Reddit دیده نشود.

مسئله مهم در این میان «انتخاب» و در واقع تشخیص محلی است که مخاطب در آن حضور فعال دارد.

این اصل محوری توزیع است که در تمامی مراحل تدوین استراتژی توزیع محتوا، استراتژی محتوا و استراتژی بازاریابی محتوایی باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.

مطالعه بیشتر: آن‌چه از وایرال شدن یک پست در لینکدین آموختم (مارک شائفر علیرضا مسقلی)

در این دو مقاله دو گزارش تجربی بسیار مفید، در مورد توزیع محتوا در شبکه اجتماعی لینکدین آمده است که برای فهم بهتر این نوشته به نظرم خواندنشان خالی از لطف نباشد.