دام محتوا اصلا به چه معناست؟

اجازه بدهید بگویم محتوا از منظر من صرفا آن تعریف سنتی اش نیست: هر چیزی که پیام را به مخاطب می رساند.

دوست دارم چشم اندازی فراتر از آن برایتان ترسیم کنم: محتوا نه تنها حاوی پیام است که شیوه پیام رسانی و ساختار پیام را هم تا حد زیادی تعریف می کند.

در دنیای دیجیتال، یک خط کد همانقدر محتواست که یک ویدئوی هیجان انگیز یا یک تصویر شفاف و عالی. در دنیای آفلاین هم محتوا وجود دارد.

یک جفت کفش، نیم کیلو پنیر یا یک سبد انگور. مهم ترین نکته اما هرگز خود «محتوا» نبوده و نیست.

هر چند یک سبد انگور خودش محتوا نیست: طعمی که به صورت «پیام» منتقل می‌کند، محتوا است.

اما مجموعۀ طعم، پیام و ظاهر با هم‌دیگر «سه گانۀ محتوا» هستند.

آنچه بسیار مهم تر می شود و حتی از پیش زمینه یا نیاز وجود محتوا (Context) هم فراتر می رود، نحوه ارتباط محتوا با مصرف کننده است: Connection.

دام محتوا و سه‌گانۀ ارتباطات محتوایی
محتوا چه ارتباطی با مصرف‌کنندۀ محتوا قرار است برقرار کند؟ این شاید مهم‌تر از خود بحث «محتوا» باشد.

فرض کنیم یک اغذیه فروشی باز کرده اید. پیش زمینه شما در این اصل مهم خلاصه می شود که نوع بشر همانند همه جانداران دیگر برای ادامه حیات نیازمند دریافت انرژی از خارج از سیستم بدنش به شکل «غذا» می باشد. محتوای بسیار خوبی هم آماده می کنید.

گوجه های درشت و تازه و آبدار، خیارشورهای باکیفیت و مواد پروتئینی مرغوب. در همین حال اصل بسیار مهم و Connection شما «نان» است: آنچه قرار است محتوای شما را به Context ارتباط خواهد داد. اگر نان بیات و نامرغوبی انتخاب کنید، مطمئنا طعم و مزه محتوای شما بی فایده و بی ارزش می شود.

  به قدمت تاریخ: "بازاریاب محتوایی"

فرض کنید قرار است یک جفت کفش خوب به عنوان محتوا تولید کنیم. غیر از چرم مرغوب و هنر دست و تخصص سازنده اش، باید دقت داشته باشیم که مُدل کفش (Connection) بتواند مخاطب را جذب خودش کند.

در عین شیک بودن، راحت و سبک باشد، نگهداری اش آسان باشد و در نهایت بتواند بسته به قیمتش دوام و عمر مناسبی هم داشته باشد.

اگر تمامی تمرکز سازنده صرفا روی مرغوبیت چرم و زیبایی دوخت آن باشد و پارامترهای دیگر برایش بی معنی باشد، محتوای تولید شده نمی تواند ارزش مند تلقی گردد.

چرا دام محتوا این‌قدر مهم است؟

در تمامی کسب و کارها و منجمله کسب و کارهای دیجیتال توجه به دام محتوا بسیار ضروری است.

تمیز بودن کدها، کیفیت بالای عکس ها و استفاده از آخرین تکنولوژی جلوه های ویژه در تولید ویدئوهای آنلاین، داشتن یک وب سایت با هزینه راه اندازی چند صد میلیون تومانی با اختصاصی ترین کدها و زیباترین اسلایدرها و ایضا آخرین تکنولوژی ها، فقط زمانی دام محتوا نیستند که بتوانند ارتباط خوبی با پیش زمینه موجود در بیرون از وب سایت بگیرند.

اشتباهی که عمدتا در استارت آپ های دیجیتال مشاهده می شود بی توجهی به این نکته مهم است که صرف کدزدن برای راه اندازی کسب و کار کافی نیست.

صرف کد زدن یا تخصص در تولید محتوا به هر نوعی باید بر ارائه یک راهکار دقیق، منطقی و مبتنی بر آسان سازی فرآیندهای طولانی، غیر دقیق و دست و پاگیر پیشین منطبق شود.

همۀ این داستان البته در سمت “مشتری” و “مصرف کننده” رخ نمی دهد.

  مشتری یا مخاطب ؟ به کدام‌یک اولویت دهیم؟

به هر صورت مصرف کننده در تهیه و مصرف برخی از اقلام هزاران سال است که راه ارتباطی دقیقی با «بازار پخش» گرفته است.

شاید بهتر باشد از این پس به جای تمرکز روی «ایجاد فروشگاه آنلاین» به فکر حل کردن مسائل بیزنس های مختلف با همدیگر از تأمین مواد اولیه یا سیستم های حسابداری، مدیریت مشتریان یا مدیریت کسب و کارهایشان باشیم.