تولید محتوا فلسفه محتوا محتوا

چرا باید قبل از تهیه استراتژی محتوا، “فلسفۀ محتوا” را فهمید؟

در تهیه و تدوین استراتژی محتوا همواره نخستین گام را «پژوهش محتوایی» دانسته اند.

قبل از دست به قلم شدن و تصمیم گرفتن به تولید هر گونه محتوایی، فهمیدن این نکته مهم حایز اهمیت است که «برای که می نویسیم، و مخاطب ما کیست؟» اما به نظر می رسد مرحله بسیار مهم تری حتی پیش از رسیدن به پژوهش محتوایی هم وجود دارد و آن “فلسفه محتوا” است.

وظیفه فلسفۀ محتوا چیست؟ “چراغی است برای روشن تر شدن مسیر توسعه محتوا در آینده”

مهم ترین مسئله در مورد یک متن، ذهنیت نویسنده اش نیست، بلکه ذهنیتی است که «خواننده» پیدا میکند. (هانس گئورگ گادامر، هرمنوتیک فلسفی)

اگر نقل قول مهم گادامر را قبل از تولید محتوا درک کنیم، فلسفه اصلی تولید محتوا بیش از درگیر کردن احساس دریافت کننده و منتقل کردن پیام، در ایجاد ذهنیتی است که قرار است پس از دریافت و مصرف محتوا آن را بیابد، رفتارهای خاصی از خود نشان دهد و تفاوتی ایجاد کند. این تفاوت ها می توانند در جهت هدایت شده محتوا، یا در جهتی کاملا خلاف تصور و روح محتوا باشند. این که قرار است محتوا چه ذهنیتی را برای بار اول و برای بار دوم و چندم در خواننده ایجاد کند، مهم ترین مفهوم پایه ای در «فلسفه محتوا» است.

 

اما فلسفۀ محتوا چه میتواند باشد؟

فلسفه محصول حیرت است؛ لزوم فلسفۀ محتوا حاصل کدامین حیرت است؟

فلسفۀ محتوا مهم ترین چارچوب برای توصیف و ایجاد استراتژی محتواست. تألیف فلسفه محتوایی قبل از شروع به کار تدوین استراتژی و این که استراتژی و محتوای ما قرار است در آینده چه مسیرهایی را طی کنند، بخشی از استراتژی است که شاید فراموش شده باشد.

  محتوا چیست و مدیر ارشد محتوا کیست؟

نه تنها برای استراتژی محتوای یک مورد خاص که باید برای استراتژی – خط مشی و چارچوب های تولید محتوای خود بنگاه های تولید محتوا هم باید فلسفه ای وجود داشته باشد.

اگر در این تعریف دقیق تر شویم، باید بگویم فلسفه محتوا قرار است به ما در تعیین چارچوب ها کمک کند. خط مشی ها را ببیند، رشد و سقوط را پیش بینی کند و البته بر خلاف تصور عامه از فلسفه (که آن را خسته کننده، غیرقابل فهم و پیچیده می بینند) گام های بنیادین اصلی ما در دسترسی به اهدافی که از تولید محتوا داریم را تسهیل کند.

چهار ویژگی اصلی فلسفۀ محتوایی : اهداف، دورنما و خط مشی، چارچوب

برای مثال آژانس تولید محتوایی فلسفه خود را چنین بیان میکند: «دوستدار قصه گویی و داستان سرائی». داستانهایی که ما تولید میکنیم خوانندگان را به وجد می آورد، در آن ها انگیزه و امید ایجاد میکند. آن ها را به درک زیبایی های الهام بخش زندگی رهنمون می کند، لذت و طعم واقعی آن را می چشاند و فهم عمیق زندگی را ممکن می سازد. ما همه این ویژگی ها را در اختیار همه مشتریانمان و بنا به درخواست آن ها قرار می دهیم. هر محتوایی که توسط ما تولید شود، این ویژگی ها را در خود خواهد داشت.

تا کنون در سطح وب و نوشته های دیجیتال صرفا یک نفر خودش را فیلسوف محتوا نامیده است. شخصا فکر میکنم مطالعه روزمره نوشته های این شخص میتواند در درک چارچوب کلی محتوا و نحوه ترسیم و تدوین فلسفه محتوایی کمک فراوانی کند.

  از صفر تا صد استخدام تولیدکنندۀ محتوا

 

همانند استراتژی محتوا، تدوین فلسفه محتوایی با «پرسش» هایی آغاز می شود:

چه ارزش هایی پشت تولید و توزیع محتوای من وجود دارد؟

چه دستاوردهایی قرار است با تولید محتوا ایجاد شوند؟

فرهنگ سازمانی ما (به عنوان یک بنگاه تولید محتوا) چه اصول و ارزش هایی در دل خود دارد؟

آیا محتوای ما تا کنون توانسته است رضایت مصرف کنندگانش را تأمین کند؟ انتظارات ما از سرمایه گذاری روی «بازاریابی محتوا» چیست؟

 

در نوشته های آینده حول محور نوشته های Gollner در مورد تحولاتی که محتوا از ابتدا تا کنون به خود دیده است و مفهوم Content 4.0 بیشتر صحبت میکنیم.

تا همینجا آموختیم که فلسفه تولید محتوا ابزار و بخش بزرگی از استراتژی محتواست که قرار است به تعیین اهداف، دورنماها، چارچوب ها و روش های ما کمک کند.