مقدمه

حقوق محتوا به چه معناست؟

تا کنون چقدر به بحث «حقوق محتوا» پرداخته‌اید؟

چگونه باید در مورد حقوق محتوا در شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های UGC (محتوای تولیدی کاربر) صحبت کرد؟

حقوق محتوا در ذات خودش چگونه در شبکه قابلیت معنابخشی پیدا کرده‌است؟

سؤالات بسیار زیادی در این مورد می‌توان پرسید. این سؤالات احتمالا به پاسخ‌های بسیار زیادی منجر شوند.

از جمله این‌که

حقوق محتوا با واژۀ کپی‌رایت یا شاید Creative Commons هم‌خوان باشد.

تا حد زیادی این تعریف درست است، اما جامع نیست.

کپی رایت و کریتیو کامنز بخش‌هایی از حقوق محتوا هستند، اما دربرگیرندۀ تمام مسئله نیستند.

در واقع این بحث بسیار عمیق‌تر و جدی‌تر است.

اما پیش از ورود به این بحث، لازم است نوشته‌های پیشین این وبلاگ و به خصوص این چند نوشته را مطالعه کنید.

محتوای ۴٫۰ ، فلسفۀ محتوا چیست؟ ، لزوم فلسفۀ محتوا

این نوشته تا حد زیادی بر مبنای مقالۀ من در مدیوم قرار گرفته‌است. این مقاله از اینجا قابل مطالعه است.

حقوق محتوا چیست؟

مدل حقوق محتوا و تکامل آن با محتوای 4.0

 

چیزی بیش از یک قرن پیش، ما هیچ مفهومی به نام «حقوق محتوا» به این شکل نداشته‌ایم.

محتوا توسط کسی که تولید می‌شد، توزیع هم می‌شد و مالکیت محتوا معنای خاصی نداشت.

ما صحبت می‌کنیم و نظر می‌دهیم و البته هم‌چنان معتقدیم محتوای شفاهی تولیدی آن‌قدر ارزش و اعتبار ندارد که بخواهیم برایش حقوقی تعیین کنیم.

در چند سدۀ اخیر مهم‌ترین و دقیق‌ترین مفهوم حقوق محتوا در «کپی‌رایت» تعریف شد: محتوایی که تولید و توزیع و بهره‌مندی از آن انحصارا به یک نفر واگذار شد.

  فلسفۀ محتوا چیست و چرا باید فیلسوف محتوا تربیت کرد؟

عصر اینترنت اما مفاهیم بی‌شمار بسیار زیادی را برایمان به ارمغان آورد. مفاهیمی که از بسیاری از آن‌ها مطلقا هیچ شناختی نداشته‎‌ایم.

در این عصر دیتا و اطلاعات و محتوا قابل فروش است. از سوی دیگر پلتفرم‌های UGC به عملکردی به نام «اشتراک‌گذاری» مجهز شده‌اند: هر کسی هر جایی که محتوا تولید می‌کند، محتوایش توسط صاحبان پلتفرم قابلیت فروش دارد.

در این صورت تکلیف منافعی که از راه فروش محتوا حاصل می‌شود چیست؟ چه کسی برای دریافت آن ذینفع است؟

 

پلتفرم‌های UGC و حقوق کاربران و تولیدکنندگان محتوا

به نظر می‌رسد زمانی که در یک پلتفرم UGC نظیر اینستاگرام، تلگرام، فیس‌بوک یا توئیتر و حتی سرویس‌های میکروبلاگ نظیر مدیوم ثبت‌نام می‌کنیم، به صورت ضمنی تأکید داریم که محتوای تولیدی من از منظر خودم حداقل فاقد ارزش است.

زمانی که در این پلتفرم‌ها پستی به صورت Public و برای همۀ اعضای شبکه نمایش داده شود، هیچ حقوقی برای کاربر متصور نمی‌شود.

کاربر به میل خودش و البته در برابر وسوسۀ دیده‌شدن پلتفرم، محتوای خودش را عرضه کرده‌است.

در این حالت به صورت ضمنی تأیید می‌کنیم که ما در برابر محتوای تولیدی‌مان هیچ حقی نداریم و تمام آن را به پلتفرم واگذار کرده‌ایم.

اما اگر پستی به صورت خصوصی انتشار یابد، یا اگر برای دیدن پستی بتوانیم درخواست عملیات ویژه‌ای نظیر پرداخت هزینه‌هایش را بکنیم ( که معمولا در این پلتفرم‌ها این امکان وجود ندارد) آن وقت می‌توان از حقوق کاربر صحبت کرد.

در واقع ذات و خاصیت شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های این چینی «دیده‌شدن» محتواست.

 

محتوای ۴٫۰ ، حقوق ۴٫۰؟

محتوای 4.0 و سیر تکامل محتوا

محتوای نوع 4.0 در مقایسه با انواع دیگر

من قبلا موضوع محتوای ۴٫۰ را از دیدگاه فلسفۀ محتوا بحث کرده‌ام.

  از صفر تا صد استخدام تولیدکنندۀ محتوا

آن‌چه امروز به آن می‌افزاییم بحث «حقوق محتوا» از کپی رایت تا مالکیت فکری، کریتیو کامنز و GDPR است.

محتوای محصول محور، با کپی‌رایت حفاظت می‌شد، محتوای ایده‌محور با «مالکیت فکری» و کریتیو کامنز.

محتوای UGC اما ظاهرا قرار است با GDPR محافظت شود.

سؤال مهمی که پیش می آید این است: آیا پس از درخواست من از پلتفرم برای پاک شدن و تحویل داده‌شدن تمام محتوای تولیدی‌ام، اطمینانی از پاک شدن کامل محتوای من وجود دارد؟اگر این محتوا در  موتورهای جستجو کش شده‌باشد یا از آن «بدون اطلاع کاربر» نسخه‌های پشتیبان تهیه شده‌باشد چه؟ اگر محتوای من پس از انتشار توسط دیگران «Share» شده‌باشد و من محتوای اصلی را پاک کرده‌باشم، تکلیف محتوای شئیر شده چیست؟

 

این‌ها سؤالاتی هستند که هم‌چنان برای پاسخ‌دادن به آن‌ها هیچ پاسخ درستی در دست نداریم.